سپردهگذاری بانکی همواره یکی از کمریسکترین روشهای نگهداری سرمایه برای خانوارها محسوب میشود؛ روشی که در ازای چشمپوشی از مصرف امروز، سودی مشخص را برای آینده در اختیار سپردهگذار قرار میدهد. با این حال اما در سالهای اخیر، تداوم تورمهای بالا موجب شده سود اسمی پرداختی بانکها نتواند همگام با رشد سطح عمومی قیمتها (نرخ تورم) حرکت کند و در نتیجه تمایل مردم به سپرده گذاری در بانکها کاهش یافت.
با توجه به اینکه بازدهی واقعی سپردهها از تفاوت میان نرخ سود بانکی و نرخ تورم به دست میآید، در بسیاری از مقاطع منفی شده و این موضوع انگیزه بخش بزرگی از سپردهگذاران برای نگهداری منابع در شبکه بانکی را کاهش داد. در نتیجه این وضعیت افزایش جذابیت بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها برای حفظ ارزش پول، در این بازارها رشد قابل توجه قیمتها به بار آورده است.
وقتی تورم از سود بانکی سبقت میگیرد
البته تعیین نرخ سود بانکی همواره یکی از دشوارترین تصمیمهای سیاستگذاران پولی بوده، چرا که از یک سو افزایش نرخ سود میتواند به جذب نقدینگی و تقویت انگیزه سپردهگذاری کمک کند و از سوی دیگر، هزینه تأمین مالی را برای بنگاههای اقتصادی افزایش میدهد و ممکن است بر سرمایهگذاری و تولید اثر منفی بگذارد، چرا که اگر سرمایهگذاران از طریق سپرده گذاری سود آنچنانی کسب کنند دیگر کسی به تولید و در نهایت اشتغال زایی رو نمیآورد.
البته نباید این موضوع را هم فراموش که در حال حاضر نیز بسیاری از سرمایهداران به جای اشتغال زایی و ورود به بخش تولید، سعی دارند با فعالیت در بازارهایی چون دلار، طلا، مسکن و ... سرمایه خود را حفظ کرده و با نرخ تورم پیش بروند.